از والدین خود غافل نشویم
35 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان
شخصی نقل می کرد: که در خواب دیدم، که در برزخ هستم و ارواح همگی از جلوی من حرکت می کنند همه به راحتی می رفتند، فقط یکی از آنها لنگان لنگان پشت سر آنها حرکت می کرد. ا ز او پرسیدم این چه حالتی است که تو داری؟ چرا پای تو می لنگد؟ گفت: اینها را که می بینی، همگی دارای فرزندان صالحی هستند و برای آنها حسناتی می فرستند. به خاطر همین است که آنها با نشاط می باشند، اما فرزندان من ناباب هستند. این شخص می گوید از خواب بیدار شدم و رفتم و پسر آن مرد را پیدا کردم. فهمیدم این پسرلباسشویی می کند و بسیار فقیر و عصبانی می باشد. او را درر کنار رودی مشغول شستن لباس یافتم، به او گفتم : فلانی! من پدر تو را در خواب دیدم و وضع خوبی هم نداشت و گفت که پسرم برای من حسناتی نمی فرستد. در این لحظه پسر عصبانی شد و مشتی را پر از آب کرد و به اطراف پاشید و گفت: بیا! اینهم احسان پدرم. من به منزل برگشتم. شب در خواب دوباره پدر او را دیدم، که بسیار خوشحال بود. پرسیدم حالت چطور است؟ گفت: در کنار آن رود یک ماهی کوچک از بی آبی در حال مرگ بود. وقتی پسرم آن آب را به اطراف پاشید، آن ماهی کوچک دوباره به رودخانه بازگشت. خداوند متعال به خاطر همین کار، این احسان را در حق من کرده است.
نکته: پس با این حساب چطور آمال و آرزوهای دختری جوان را زیر پا می گذارند و به سادگی با دخالت پدرو مادر، این ارتباط مقدس را پاره می کنند.